العلامة المجلسي

153

عين الحيات ( فارسى )

بطلبيد ، و نمك آش خود را از من بخواهيد ، و سبزى طعام را از من بطلبيد ، تا آنكه از اين راه رو به درگاه او آورند ، و از بسيارى دعا و توسّل و مناجات با نهايت بيگانگى به مرتبهء آشنائى و قرب فائز گردند ، و لذّت مناجات او را بيابند ، و از خلق رو بر تافته در جميع امور روى به او داشته باشند . زهى كرم بىانتها كه به دام و دانهء نمك و سبزى به ساحت قرب خود مىرساند ، و به وسيلهء خواهشهاى نفسانى مقرّب حضرت يزدانى مىگرداند و آن جاهل نادان شبهه مىكند يا دلگير است كه حاجتم بر نيامد انّ الانسان لربّه لكفور ، مگر نمىدانى كه اصل دعا عبادت است ، و در اين ضمن بندگى خدا كرده‌اى ، و با ملك‌الموت مناجات كرده‌اى ، و ثوابهاى آخرت تحصيل نموده‌اى ، و پا بر بساط قرب خداوند جبّار گذاشته ، و خداوند عالم را انيس و همراز خود گردانيده‌اى ، و به سمع يقين و ايمان لبّيك‌ها از عرش رفعت شنيده‌اى . و اگر معنى مناجات و لذّت آن را به‌فهمى و راز نهانى را به گوش دل بشنوى ، و لدارى و بنده نوازيهاى آن محبوب حقيقى را در هنگام تضرّع و دعا ادراك نمائى ، حاجتها و آرزوهاى خود را بلكه خود را گم خواهى كرد ، اگر رخصت دخول مجلس پادشاهان عاجز دنيا بيابى ، و گوشهء چشم الفتاتى از ايشان ببينى ، تمام حاجتهاى خود را فراموش مىكنى ، هيهات هيهات جسم خاكى را همين بس نيست كه او را با جناب ربّ الارباب به مشافهه رخصت مكالمه و عرض حاجت داده‌اند ، و كليدهاى خزائن رحمت را به زبانش سپرده‌اند ، و متكفّل امور و مصالح او گرديده‌اند و حضرت ربّ العزّه مىفرمايد : تو دعا بكن و خير خود را به من بگذار ، و او سركشى مىكند و از روى علم ناقص و جهل كامل خود بر آن جناب گستاخى مىكند و تحكّم مىنمايد ، اگر غفلت عقلها را پريشان نكرده بود بايست كسى كه اين احاديث متواتره را بشنود كه حضرت عزّت مىفرمايد : حاجت او را بر مياوريد كه من آواز او